عباس قديانى
578
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
عادلشاه افشار يا عليشاه افشار حدود 1137 - 62 ه . ق . شاهزادهء معروف سلسلهء افشاريه ، و از مدعيان سلطنت بعد از نادر شاه افشار ؛ پسر ابراهيم خان ظهير الدوله و برادرزادهء نادر شاه افشار . نامش عليقلى خان بود ، و در زمان نادر يك چند سردارى زابلستان داشت ، و نادر در اواخر عهد خود او را جهت دفع شورش اهل سيستان بدانجا فرستاد ، و او چون نزد نادر متهم به اخذ بعضى اموال شد ، بر جان خود بيمناك گرديد و سر به مخالفت برداشت و با لشكر زابل و سيستان و هرات عازم جنگ با نادر گشت كه در منزل جام و لنگر از واقعهء قتل نادر آگاه شد . از آنجا ، به دعوت امراى مخالف نادر ، به مشهد آمد ، و به نام عليشاه يا عادلشاه بر تخت نشست ( 27 جمادى الثانى 160 ه . ق . ) ، و براى استمالت مخالفين نادر و كسب وجهه در بين آنها فرمانى صادر نمود و در آن تصريح كرد كه قتل نادر به دستور او بوده . سپس نصر الله ميرزاى افشار و امامقلى افشار ، پسران نادر را با چند تن از نوادگان و فرزندان او كشت ، و تنها شاهرخ پسر رضا قلى ميرزا ( شاهرخ افشار ) را كه نسبت به صفويه مىرسانيد زنده نگه داشت ، تا اگر مردم به احياى سلطنت صفويه رغبت كنند ، او را بر تخت نشانده خود به نام او سلطنت كند . عادلشاه دست به تبذير خزاين و دفاين نادر گشود . پس از آن ، اكراد قوچان را تنبيه كرد و سپس به مازندران رفت و يك چند در آنجا به عشرت پرداخت . در اين ميان ، برادرش ابراهيم خان ( ابراهيم شاه افشار ) بر او شوريده او را مغلوب و اسير كرد ( جمادى الثانى ) 1161 ه . ق . ) ، اما خود او نيز چيزى بعد به وسيلهء سرداران شاهرخ افشار مغلوب و اسير شد . شاهرخ هر دو را به مشهد فرستاد . ابراهيم شاه در بين راه مقتول شد ، اما عادلشاه را به مشهد بردند ، و زنان حرم نادر ، به انتقام نادر ، او را قطعهقطعه كردند . عارض شمارشكنندهء لشكر . عاليجاه مقرب الخاقان : - مجلسنويس شاه عالىقاپو ، عمارت ساخته شده در ربع اول قرن 11 ه . ق . ، در غرب ميدان نقش جهان ، داراى هفت طبقه با يك ايوان شامل 12 ستون مىباشد . نام آن تقليدى است از « باب عالى » يا قصر سلطان عثمانى در استانبول . عباس ميرزا وليعهد يا عباس ميرزا نايب السلطنه ، ذيحجهء 1203 - جمادى الثانى 1249 ه . ق . ، از شاهزادگان معروف قاجار ؛ پسر فتحعلى شاه قاجار . با آنكه اولاد ارشد اولاد فتحعلى شاه نبود ، به سبب آنكه مادرش نيز از ايل قاجار بود ، وليعهد و نايب السلطنه شد ، اما كفايت و جلادتى كه داشت او را به حق شايستهء اين عنوان نمود . در طى سالهاى فرمانفرماييش در آذربايجان ، به كمك صاحبمنصبان روسى و فرانسوى و انگليسى ، نظام جديد نسبتا مرتبى ، تا حدى به اسلوب نظام اروپايى ترتيب داد ، اما متأسفانه ، باوجود قدرت نسبى اين نظام و مخصوصا باوجود استعداد نظامى خاص خود او ، در طى دو جنگ بزرگ با روسيه كارى از پيش نبرد ، و حاصل آن جنگها ، عهدنامهء گلستان و عهدنامهء